ناظم الاسلام كرمانى
318
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
رفيق شفيق من - ياد ايام دوستى و محبت بخير چه شد كه معاهدات و دوستيها و شبهاى سابق را فراموش كرديد نقدا از شما خواهش ميكنم به قدر دو ساعت محرمانه بيائيد شهر مرا ملاقات كنيد باهم قدرى گفتگو نمائيم و آنچه ميل شماست من اجراء خواهم كرد و كالسكهء خود را فرستادم كه در آمدن تعجيل كنيد . آقا ميرزا علينقى آقا را در خلوت ملاقات نموده مكتوبرا رسانيد جناب آقا ميرزا ابو القاسم گفت اولا من با آقايان قسم خوردهام و نميتوان مخالفت قسم را نمود ثانيا آمدن من نزد عين الدوله باعث نفاق و كدورت بين آقايان خواهد گرديد آقازاده گفت پس خواهش من اين است كه جواب كاغذ صدر اعظم را بنويسند و اين رسالت مرا هم كتمان فرمائيد جنابش فرمود جز دو نفر كه يكى پدرم و ديگرى آقاى بهبهانى باحدى نخواهم گفت و جوابى قريب به اين مضمون براى عين الدوله نوشت كه شرفيابى محرمانه باعث بباد رفتن شرف من و شرف خانواده من است اگر با من فرمايشى داريد مرا رسما از آقايان بخواهيد آنوقت شرفياب خواهم شد به شرط آنكه مرا بىانجام مقاصد رجعت ندهيد ( انتهى ) . آقا ميرزا ابو القاسم واقعه را خدمت آقاى طباطبائى و آقاى بهبهانى اظهار داشت هردو نفر ثبات ايشانرا تحسين گفتند ليكن اين ايام امير بهادر به آقا ميرزا مصطفى آشتيانى گفت من بيست هزار تومان براى شما و بيست هزار تومان براى آقا ميرزا ابو القاسم طباطبائى از دولت ميگيرم به شرط آنكه آقايانرا از تقاضاى اجراى دستخط شاه منصرف كنيد . بارى آقايان علماء بر خلاف زمان تحصن نهايت اعتبار و اعتماد را بهمرسانيده طلاب علوم بىنهايت عزيز شدند چه جمعى از طلاب اطراف آقاى بهبهانى و برخى حوزهء آقاى طباطبائى و عدهء هم در مجلس آقاى صدر العلماء لازم بود حسن سلوك آقاى صدر العلماء در زمان مهاجرت با طلاب اين ايام نتيجهء خود را ظاهر ساخت چه ميتوان گفت مجمع طلاب خانهء صدر العلماء بود آقايان ديگر هم طلبه لازم داشتند يا براى حفظ مقامات خود و يا براى اجراى مقصود . آقا ميرزا على قمى نقل كرد در شبى كه طلاب در خانهء صدر العلماء سينه ميزدند يكى از طلاب بطريق نجوا گفت من از صداى اين سينهها صداهاى مختلف ميشنوم چه يكى ميگويد دبير الملك از ديگرى ميشنوم سالار الدوله از ديگرى امين السلطان از ديگرى آقاى فلان و كذا هركس محبوب خود را ميخواهد برياست و وليعهدى و صدارت و يا حجة الاسلامى برساند به همان قصد سينه مىزند اين شد كه به خيال افتاديم انجمن طلاب را تشكيل دهيم تا طلاب از غير طلاب تميز داده شوند و آنان كه براى نجات وطن خدمت ميكنند از آنهائيكه براى اشخاص ميدوند فرق داده شود . بارى مردم على الظاهر خدمت آقايان ميرسند و رجال دربارى هم تقرب به آقايانرا اهمّ مقاصد خويش قرار دادهاند . مظفر الممالك و اعظام الممالك پيشكار صدارت از براى ملاقات آقازادهها شب و روز در تلاش ميباشند دو مجلس در خانهء آقا ميرزا مصطفى و آقا ميرزا هاشم منعقد شد كه آقازادهها مشورت كردند آيا صلاح هست بخانهء عين الدوله بروند يا خير مجلس خانهء آقا ميرزا هاشم را آقا ميرزا ابو القاسم